این حق من نبود

چقدر امروز دلم هوای تو رو کرد  و این آهنگ شهرام شکوهی چقدر جای تو بود

 

این حق من نبود یادت بره منو

یادت بره همه روزای روشنو

یادت بره نگام دلواپس تو بود

دستای بی کسم تنها کس تو بود

این حق من نبود تو بی خبر بری

من ساده باشم و تو ساده تر بری

من که رو حرف تو حرفی نمیزنم

من بعد رفتنت با دلخوشی بدم

من مبتلا به تو تو در فکر فریب این حق من نبود

میترسم از فریب در سایه غریب این حق من نبود

این حق من نبود شکستی عهدتو

گفتی نمیبری کجا بردی دلو کجا بردی دلو

ساکت شدم ولی رضایتی نبود

درد و غمم زیاد شکایتی نبود

من مبتلا به تو تو در فکر فریب این حق من نبود

میترسم از فریب در سایه غریب این حق من نبود

من که به پای تو نشسته ام ولی

شکستی قلبم و گفتی مسافری

این حق من نبود تو این شهر غریب

اسیر تو بشم با نیرنگ و فریب

من مبتلا به تو تو در فکر فریب این حق من نبود

میترسم از فریب در سایه غریب این حق من نبود

 

پ.ن:دلتنگی بدترین حال دنیاست

 

/ 0 نظر / 4 بازدید