مهربانم

 

هوای ترا که می خواهم از سر به در کنم


نفسم به شماره می افتد


گویی جانم می خواهد از تن به در شود

/ 9 نظر / 2 بازدید
فاطمه

چه بی قابل است این جان در مقابل عشق

بارانی

و چه نرم و مخمل‌گون بر نفسهايمان مي‌نشيند... [دست] زيبا بود...

امید یگانه

زیبا بود و غمناک...[ناراحت] ممنون از حضور و کامنت قشنگتون[لبخند]بازم چشم به راهتون هستم...[گل]

فاطمه

سلام احوال شما؟ ممنونم از حضور سبزتون... وب جالبی دارید،با نوشته هایی زیبا...... عنوان وبتون چقدر زیباس.... موفق باشید.[گل] خدای فاطمه نگهدارتون[خداحافظ]

محمد

سلاااااااام هیچ وقت هوای کسیو از سرت بدر نکن بذار که همه رو داشته باشی این خیلی لذت بخشه چون انسان با ارزو و خاطراتش زندگی میکنه شاداب باشی[گل][ماچ]

سینا

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

سینا

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

نرگس گ.

مثل همیشه کوتاه ولی بسیار عمیق و زیبا. درود بر شما.[گل]