برف

برف می بارد

سفیدمی آیی

 با کلاه و بارانی همیشگیت

و من صبح سردم را با دیدن تو گرم می کنم

/ 4 نظر / 2 بازدید
فاطمه

می ترسم بنویسم نگاهت این روزها انقدر سرد است که تمام روز را لرز می کنم

شکلات تلخ

چقدر قشنگ می نویسی. این هوای برفی و نوشته تو حسابی به دور دست ها بردم

سارا آرامش

حوا جون خیلی قشنگ بود کمی هم شبیه حس من بود.ممنونم برام دعا کن و من هم برای تو و انرژی+ هم بفرست برامون.[گل]