خیال یخ زده

این روزها انتظار در چشمانم یخ بسته است

و تو بی تفاوت در اتاق نشسته ای

چای می نوشی و پُکی به سیگار می زنی

 

 

/ 4 نظر / 2 بازدید
فاطمه

می ترسم دلم یخ ببندد از این همه انتظار

پریناز

سلام عزیزم من نمیخواستم کسی رو ناراحت کنم بیشتر وصف حال خودمو تو شعرها پیدا میکنم مینویسم [گریه] بازم پیشم بیای [گل] راستی پست جدیدت خیلی قشنگ بود [دست][دست][دست]

امین

بسیار بسیار جالب بود این پست.. ممنون.. به ما خم سر بزن... کلی مطلب اموزشی.. در واقع من یه آموزشگاه رایگان دارم که قابل شما را ندارد..[لبخند] منتظرتون هستم

آیدین

سلام صمصمی ترین نام خدا سلام فاطمه نازنین خوب هستین شما؟ ببین خیلی کلنجار رفتم که چی بگم اما فقط ... ... خیلی خوب می نویسی حتی اگه حرفات خوب هم نباشه [گل] [گل] [گل] بربالین باد توپای می نهم می گذرم مات دیوانه وار می گریم به گریه درخت سیاه می پوشم در سپیدی برف همراه با بچه ها آدم برفی می سازم دلم آبستن است گریه می زاید اشک چشمم زنگوله می بندد بردرخت و..... تنم روی برف می رقصد. [گل] فانوس دلت همیشه در سوسو عزیز جان