بهار بدون نگار را باور ندارم

 

وقتی قرار باشد که تو نباشی

بهار را چگونه باور کنم

 

پ.ن:احساس می کنم درون تهی شده و سرم پر

پ.ن:دیگر تو نیستی که حالم را بپرسی

/ 8 نظر / 4 بازدید
فاطمه

می روی و من می مانم به انتظار دباره آمدنت

شیطان

بهار هست و میاید چه باور کنی چه نه ....

عرفان

سلام وقت نکردم وبلاگتون رو بخونم کامل اما اگه اوني که قراره فراموش بشه عشق شماست هرگز سعي نکنيد فراموشش کنيد عشق چيزي نيست که فراموش کردني باشه بايد هميشه در ياد و دل بمونه چون عشق قيمتيه و نصيب هرکسي نميشه شايد معشوق نباشه اما عشق بايد جاودانه بمونه

باراني

سلام فاطمه عزيز [گل] هر بهار از پس فصلها خودش رو نشون مي‌ده... چقدر حيفه که نمي‌تونيم طراوتش رو نفس بکشيم... [ناراحت] [گل][گل][گل]

سارا

سلام عزیزم خدا که هست.[لبخند][گل] به روزم.

behnam

ساقی چمن و گل را بی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی ای درد توام درمان در بستر ناکامی وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی

امید یگانه

من و تو هم که نباشیم بهار می آید... صبح است دمی بر می گلرنگ زنیم وین شیشه نام و ننگ بر سنگ زنیم دست از امل دراز خود باز کشیم در زلف نگار و دامن چنگ زنیم[گل]