از عاشقی خسته ام چرا که تنها من را آزرد

گاهی دلمان پر می شود از حرفهایی که باید می گفتم و نگفتیم

و گلویمان پر از بغضهایی که همیشه می بلعیدیم

امروز دلم پر از غم و گلوم پر از بغضه

حال من خوب نیست

امروز غمگینم

و غم انسان را از پا در می آورد

 

پ.ن برای خودم : عشق را باید کُشت

 

/ 1 نظر / 13 بازدید
شبنمکده

پای ما عاشقان اگر لنگ است دل دریایمان اگر تنگ است به خدا هیچ کس مقصر نیست نا خدا با خدا هماهنگ است