. تنهايي - راز حوَِِا


راز حوَِِا

سیب تنها بهانه ای بود تا بتوانم طعم شیرین با تو بودن را بچشم

تنهايي

خدای قشنگم

در میان آدمیانی هستم که نه درکشان می کنم نه زبانشان را می فهم

در وطن بودن و غم تنهاییی داشتن عجیب ویران می کند

 

پ.ن:رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

          ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

   + فاطمه ; ٧:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/۱
    پيام هاي ديگران ()

دريافت کد :: صداياب