. درگیر من مشو، همدم نمی شوم - راز حوَِِا


راز حوَِِا

سیب تنها بهانه ای بود تا بتوانم طعم شیرین با تو بودن را بچشم

درگیر من مشو، همدم نمی شوم

جسمی‌ شکسته و روحی‌ پر از خراش
عاشق نمی شوم دلواپسم نباش
دستانی از تهی، پاهایی از ورق
فکر مرا نکن، امروز بهترم
حال مرا مپرس چیزی مهم که نیست
این دل شکستگی اقرار بی‌ کسیس
درگیر من مشو، همدم نمی شوم
حوا مرا ببخش آدم نمی شوم

تقصیر تو نبود, نه من نه بخت خود
تو عشق خط زدی من خواستم نشد!
درگیره عادتم, سرگرم خود شدم
در مرز یک سقوط دیگر نه تو نه من
از پشت این سکوت از این نقاب و نقش
حال مرا بفهم جرمه مرا ببخش
امروز بهترم، حوا بیا ببین
دلتنگ من مباش من مرده‌ام همین!

شکل خودم شدم تلخو بدون رحم
در انتهای خویش حال مرا بفهم
شکلی‌ شبیه خود با چشم گریه سوز
باور نمی کنم آینه را هنوز
از پشت این سکوت، از این نقاب و نقش
حال مرا بفهم جرم مرا ببخش
امروز بهترم، حوا بیا ببین
دلتنگ من مباش من مرده‌ام همین!

(علی احمدی)

   + فاطمه ; ٥:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/۱۱
    پيام هاي ديگران ()

دريافت کد :: صداياب