راز حوَِِا

سیب تنها بهانه ای بود تا بتوانم طعم شیرین با تو بودن را بچشم

عاقبت

عاقبت این یار مرا

 بر سر دار می برد

 

عشق بهانه اش شده

دل ز هزار می خرد

 

 

 

   + فاطمه ; ٤:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢۳
    پيام هاي ديگران ()

می دانم باید باز می گشتی

پیچک خاطرات می پیچد در تمام بند بند وجودم

نرم نرمک می فشاردم 

 و من

 قطره قطره مست خاطرات خوب تو

چه زیباست جاودانگیت در من

   + فاطمه ; ۸:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٦
    پيام هاي ديگران ()