راز حوَِِا

سیب تنها بهانه ای بود تا بتوانم طعم شیرین با تو بودن را بچشم

نقطه وصل

لبخندت را  حراج کن

بگذار لبانت در بیاید از این باکرگی

آغوشت را بگشا

بگذار آرام بگیرم در آن تا ابدیت

من و تو چه دیر به هم رسیدیم

و گاهی فکر می کنم

که این یعنی نرسیدن

 

   + فاطمه ; ۸:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۳۱
    پيام هاي ديگران ()

هرز

نگاهت که هرز می شود به تمام تنم

می خواهم تمام زنانگی ام را بالا بیاورم

تا شاید بپوشاند مردانگیت را

 

 

 

   + فاطمه ; ٧:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۳٠
    پيام هاي ديگران ()

نور

در این زمانه خاموش

به من و این دل خسته رخصت بده

تا ز معاشقه تو و خورشید

نور را به سرای آئینه ببرم

   + فاطمه ; ٧:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢٩
    پيام هاي ديگران ()

عاشقانه های یک زن

دفتر شعر زن را پاره می کند

و با قهقه ای از سر مستی زن را به گوشه ای پرتاب می کند

و می گوید

دیگر عاشقانه هایت تمام شد

   + فاطمه ; ٧:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢٦
    پيام هاي ديگران ()

ایمان

به چشمهای تو ایمان آوردم

اما تو به دستهای من هرگز

 

 

 پ.ن:برف می بارد ولی من دل به باران داده ام

   + فاطمه ; ٧:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢٥
    پيام هاي ديگران ()

بیا

جایی خوندم :

"بیا دنیا بسازیم نه با دنیا بسازیم "

از این جمله خوشم اومد نوشتم تا شما دوستای خوبم هم بخونید.

   + فاطمه ; ٩:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢٤
    پيام هاي ديگران ()

تعبیر

می خواهم به تمام دعا نویسان این شهر بگویم برایم دعایی بنویسند

تا شبها که به خواب می روم خواب تو را نبینم

آخر خسته شدم از این خوابهای بی تعبیر

   + فاطمه ; ٧:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢۳
    پيام هاي ديگران ()

مرام

مرام تو سوزاندن است و

مرام من سوختن

 

پ.ن:از چشمانت کار دیگر بر نمی اید که اینچنین آتش به جان می زند

   + فاطمه ; ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢٢
    پيام هاي ديگران ()

خدایا

ای کاش ایمان در دلهایمان بود

نه بر پیشانیمان

 

پ.ن:خسته شدم از دست این آدمای ریاکار

   + فاطمه ; ۳:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱۸
    پيام هاي ديگران ()

هواخواه توام جانا

هوایم را داشته باش

که بدون هوا نمی توانم زندگی کنم

   + فاطمه ; ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱۸
    پيام هاي ديگران ()

مرد بودن یا نبودن مسئله این است

دیروز هر چی دنبال یه مرد گشتم که واقعن مرد باشه پیدا نکردم

پ.ن:خدایا هر چی نامرده شفا بده

 

   + فاطمه ; ٧:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱٧
    پيام هاي ديگران ()

دنیای شیشه ای

 

عینکت را که عوض کنی

دنیایت تغییر خواهد کرد

فقط من نمی دانم باز هم در دریچه چشمانت جایی خواهم داشت؟

   + فاطمه ; ۸:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱٦
    پيام هاي ديگران ()

من در میان جمع و دلم جای دیگر است

چند روزی سفر بودم

تازه  فهمیدم

هر جا که بری وقتی دلت باهات نیاد

اصلا بهت خوش نمی گذره

   + فاطمه ; ٧:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱٥
    پيام هاي ديگران ()

وقتی تو نباشی

 

وقتی تو نباشی غزلواره های عشق بی قافیه می مانند

شعرهای من بعد ازتو هیچوقت ردیف نمی شوند

 

   + فاطمه ; ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٥
    پيام هاي ديگران ()

بهار یعنی بهانه برای شکوفا شدن

 

در این بهار جوانه می زنم

و می دانم

 دیدار تو شکوفایم خواهد کرد 

                                                          به امید دیدارت

   + فاطمه ; ٩:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱
    پيام هاي ديگران ()