بهار می آید با بوی خدا
آیا قبولم می کنی؟
من آمدم تا عاشق روی تو باشم آواره چون مجنون سر کوی تو باشم
بر چشمهای ناز تو عاشق بمانم دلداده ای لیلی تر از لیلا بمانم
روزهای بی تو
روزهای بی تقویم
تقویم های بی روز
چه فرق می کند
وقتی دیگر نه در زمانهای منی
نه در روزهای من
رقص غم
بیخود به خود زحمت ندهید
من رقصیدن با تنهائیهایم را
به تمام شما آقایان محترم ترجیح می دهم
پ.ن:این روزها دلگیرم
"باید از شهر حضورت پر گشود"
مرد در مقابل چشمان زن آرام چون همیشه و پر از سکوتی تاریک
و زن که دیگر صبر و شیطنت گذشته را به خوابهایش سپرده ، خیره در دهان تنها مرد زندگیش.
مرد به سخن می آید با جمله ای کوتاه " من رو ببخش به خاطر امیدهای خیالی که به تو بخشیدم"
و زن سکوت می کند تا شاید فریادی عظیم را در خود بلعیده باشد
پ.ن: نــــــــــــــــــــــــــــدارد
بهار بدون نگار را باور ندارم
وقتی قرار باشد که تو نباشی
بهار را چگونه باور کنم
پ.ن:احساس می کنم درون تهی شده و سرم پر
پ.ن:دیگر تو نیستی که حالم را بپرسی
درد
بخوان
بخوان از چشم بی خوابم
بمان با قلب بی تابم
ترا هر روز و شب بینم
میان خواب و رویایم
انتظار
بوی بهاران می رسد
چشمان من اما به در
گویی نگارم گم شده در ازدحام این بشر
آیه های مهربانی
چشمانت آیه های کدامین پروردگار را بر من نازل می کند
که اینچنین می لرزد دلم با هر پلک زدنت.
پ.ن:اگر قرار است بر نبودنت ایمان بیاورم بگذار بگویم که کافرم
زن
انتخاب کن
مگذار انتخاب شوی
پ.ن :کسی زن زاده نمی شود بلکه زن میشود. "سیمون دوبووار"
قانون جاذبه
تو
تو می روی
دور می شوی
و من آنقدر برایت دست تکان می دهم
که همه خیره ام شده اند و به نقطه ای دور تر از بودنهایت نگاه می کنند
صبر
تمام ناتمام من با تو تمام می شود
تکرار می کنم ترا در خویش
تکثیر می شوی در من
ترمیم می شود دردهای درونم
آن راز نگاه تو دگرگونم کرد
وقتی که تنها نیم نگاهی از تو
کافی است
تا دل من برای همیشه به لرزه در آید
دیگر چه احتیاج به زلزله چند ریشتری!
محبوب من
تازه فهمیدم
شاید عشق ما جوان باشد
اما برای عاشق ماندن پیر شده ایم
پ.ن:دو ماه است که دردی در درونم می پیچد
پ.ن2:فردا برای ما من روز خاطره هاست
نذر
برای آمدنت چشمهایم را نذر قدمهایت خواهم کرد
تو هم قول بده وقتی آمدی دستانم را بگیری
مطلوب من
وقتي كه نيستي
همه سراغت را از من مي گيرند
مي خواستم بدانم
من هم كه نيستم كسي سراغم را از تو مي گيرد؟
پ.ن:اين روزها خوب مي دانم كه دلت بامن نيست
خدا جان
تمام سیبهای زمین کال از آب در آمدند
می خواهم به بهشت بازگردم

